پست قبلیو هم بخووون


   یه روزایی... چندین ساله پیش ... دلم برا محرم تنگ میشد( منظورم ماه محرم بود

نه محرم نوید کیا).یادمه به یکی از دوستام توی دبیرستان این مطلبو گفتم...براش جالب

بود ...الان هم دلم تنگ میشه هنوز ،ولی اینقد تو این مدت اراجیف شنیدم که حالم بد

میشه از این م دا حیای مسخره...

فک کنین تو مجلس عزای امام حسین (علیه السلام)که البته  هم خانوما و  هم آقا یون

دعوت دارن ، م داح میکروفون گرفته چشمهای خمارو ابروهای کمون توصیف می کنه ...

حضار محترم هم های های گریه می کنن... که فدای چشمات بشم عباس ...

آخه آدم بییییییپ یه کم از واقعیات بگو ...یه کم از خلق و خوشون بگو...

چرا جوونای بیچاره رو دین گریز می کنین ...به زور نماز بخوون  و روزه بگیر...که چی بشه؟

فردا سر مردم کلاه بذارم؟؟؟؟ (همه هم کلاه گذار و وردار نیستنا!!!)یه عده رو به زور

می خوان مسلمون کنن بعد اونیم که نماز می خونه یا اعتقادی برا خودش داره با

این چرندیات فراری میدن.

یکی از مطالب جالب این بود :  مداح که آقا هم بود می گفت در آخرت جام شرابی به شما میدن

که از همین اشکاتون پر شده...(  کی میتونه درین زمینه منو راهنمایی کنه که واقعاً همچین

اتفاقی میفته؟؟؟یا نمیفته؟؟؟)

- واویلا اگه بخوام از شاهکاراشون بگم که میشم وبلاگ نویس پرکار ...همین بس که چند ساله

نه ماه محرم جایی میرم نه شب احیا... خودم تو خونه اونچه باید خونده بشه می خونم


پ .ن : یه شب تو مسجد محل  ، شب احیا ، اونی که پشت میکروفون بود (یه جوجه پ ا سدار

شروع کرد به گفتن اینکه : " دیوونتم علی "  کاش اینقد راحت علی نمیگفت ... یه دفعه و ناگهانی

همین شد که :

دیوونتم دیوونه ...دیوونه دیووونه

همه خانوما که داشتن می خندیدن ...ما هم... چه طلب مغفرتی شد واقعاً

((یاد منصور بخیر : دیوونه غم نداره ... هیچ چیزی کم نداره))

اینکه همه ادعیه و قرآن رو هم غلط می خونن بماند ، اونهم تو مسجد ...

همین شد که خیلی وقته دیگه مسجد هم نمیرم